سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

607

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)

تنها در وجود اثر بگذارد نامش را اصطلاحا وجوب گويند نه قدرت . متن : فان قيل لا بدّ للقدرة من اثر عقلا و العدم لا يصلح اثرا ، لانّه نفى محض . و ايضا فالاثر لا بدّ ان يستند الى المؤثّر و يتجدّد به و العدم سابق مستمرّ فلا يصلح اثرا للقدرة المتأخّرة . ترجمه : سؤال اگر در مقام سؤال و انتقاد اين‌طور گفته شود : عقلا براى قدرت بايد اثرى وجود داشته باشد و پرواضح است كه عدم براى اين معنا صلاحيّت ندارد زيرا نفى محض و نيستى صرف مىباشد . از اين گذشته اثر را بايد به مؤثّر استناد داد و به واسطه او متجدّد و حاصل دانست و بديهى است عدم مستند به مؤثّر نبوده بلكه امرى است سابق و مستمرّ و پيش از استناد تحقّق داشته ازاين‌رو براى اينكه اثر قدرت باشد صلاحيّت ندارد چه آنكه قدرت متأخّر از آن بوده و مؤثّر بايد پيش از اثر وجود داشته باشد . تفصيل حاصل اين سؤال آنست كه : اگرچه قدرت نسبت به دو طرف وجود و عدم يكسان بايد باشد و قاعدتا لازم است هر دو آنها متعلّق آن واقع شوند ولى درعين‌حال بايد گفت : در صورتى نسبت قدرت بهر دو طرف به يكسان مىباشد كه هر دو از نظر عقل براى اثر بودن قدرت صلاحيّت داشته باشند و چون عدم نفى محض و نيستى بحت مىباشد لا جرم اثر قدرت نمىتواند قرار گيرد در نتيجه وجود تنها اثر